هدیه های فرهنگی

1ـ چندوقتی بود که مطالعه درست و حسابی نداشتم؛ هرچند (طبق عادت) اگر به نمایشگاه کتابی بروم، کتاب هم می خرم و اغلب اوقات هم موفق نمی شوم که همه کتابها را مطالعه کنم! (به نوعی کتابها را زندانی میکنم! زندان که نباید میله فولادی داشته باشد!) مدتی بود که یک کتاب درست و حسابی (دلچسب!) نخوانده بودم(البته به جز کتابهای آموزش زبان انگلیسی). چند وقت پیش به منزل یکی از دوستان صمیمی ام رفتیم. دوستی دینی و فرهنگی. (فرهنگی هستند ولی در آموزش و پرورش شاغل نیستند) دوست نزدیکم یا به قولی Close Friend؛هر وقت همدیگر را ملاقات میکنیم یک هدیه فرهنگی برایم دارد. این دفعه دو تا کتاب. هر دو کتاب از یک نویسنده. نویسنده ای جوان به نام رضا امیرخانی. اسم کتابها «نفحات نفت» و دیگری «داستان سیستان». دفعه قبل که همدیگر را دیده بودیم از یکی از کتابهای دیگرش برایم گفته بود. به ویژه از قلم ایشان تعریف کرده بود که قلم خاصی دارد و به موضوعاتی ویژه می پردازد. گفت که قلمی «تحلیلی ـ انتقادی» دارد؛علاقمند شدم که کتابهایش را بخوانم. از آنجایی که خودم هم به مسائل «تحلیلی ـ انتقادی» علاقه وافری دارم، هر دو کتاب که بیش از 530 صفحه بود که در کمتر از ده روز مطالعه کردم! اصلا شاهکاری (Masterpiece) کرده بودم!

2ـ موضوع کتاب «نفحات نفت» که به قول گفته دوستم بسیار هم به قلم خاصی نوشته شده بود، بسیار جذاب و گیرا بود. انتقاد از وابستگی کشور (البته دولت) به نفت و بسیاری اشکالات در مدیریت نفت. به تأثیر سوء مدیریت نفت بر مباحث کلان اقتصادی، اجتماعی و به ویژه مدیریت کشور پرداخته است و گفته که بجای اینکه نفت آرام جانمان بشود، بلای جان مدیریتی مان شده است! مباحث کتاب البته بسیار هم به روز می باشد، که توصیه میکنم دوستان هم مطالعه کنند. الان هم دور دوم مطالعه را شروع کرده ام.

3ـ موضوع کتاب «داستان سیستان» هم یادداشتهای شخصی آقای رضا امیرخانی است در سفر مقام معظم رهبری به استان سیستان و بلوچستان در اسفند 81. حاشیه نویسی بسیار جالب. چاپ بیست و یکم آن بود. در این کتاب به بعضی حرف و حدیثها هم که در میان عوام در برخی زمینه ها پرداخته است که به عنوان مثال وقتی داشتم مطالعه میکردم، شک کردم که چطور این کتاب مجوز گرفته است؟! برایم عجیب بود که به چه جرأتی . . .! پیشنهاد میکنم خودتان کتابها را بخوانید تا بیشتر بدانید.

داستانک ـ نقشه دست انداختن حضرت علی (ع)

جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و درفرصتی مناسب پرسید:

ـ یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

علی در پاسخ گفت:

علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال وثروت میراث قارون و فرعون و هامان وشداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

ـ اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت:بپرس!

مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:-علم بهتر است یا ثروت؟

علی فرمود:

علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد،

ادامه نوشته

نسل ما!

مـــــــا،

نســـــلی هستیم کــــه،

بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم…

تایــــــپ کردیـــــــــم!!

آموزش زبان انگلیسی

Get in someone's hair

معني: کسي را اذيت کردن

مثال:

 I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

- من مي‌دونم که بچه‌ها اذيتت مي‌کنند، اما بايد سعي کني نذاري اين موضوع تو رو خيلي ناراحت کنه.