اردی بهشت

به راستی که بهشت است اردی بهشت؛ این همه سرسبزی و طراوت طبیعت؛ به وجد می آیم این همه طراوت سبزه ها و درختان را در دشت ها و دامنه کوه ها می بینم؛ و چقدر پرندگان شادی می کنند؛ بلبلان در لابلای شاخه درختها آواز سر می دهند؛ که گویی شکر می کنند و سپاس می گویند خداوندگار این همه زیبایی و طراوت را؛

 

این روزها کناره های خیابانها و جاده ها سرسبز است و با بارانهای اخیر چنان علفها و گلها و گیاه های زیبا روییده اند که انگار جاده ها و راه ها را در آغوش گرفته اند؛ قاره سبز را به همین دلیل دوست دارم که همه جایش سرسبز و زیباست.

 

امروز که از کنار جاده ها می گذشتم، لذت بردم از دشت سرسبز و به ویژه لاله های قرمز رنگ؛ جای جای دشت، لاله های قرمز در کنار هم روییده اند و زیر نور زیبای آفتاب اردیبهشتی، تصاویر خارق العاده ای ساخته بود.

 

می اندیشم به خلقت این همه رنگ، این همه طراوت و لطافتی که خداوند در آفرینش این زمین مرده به کار می برد؛ اینکه چقدر علم خداوند زیاد است که با آب و کمی خاک و نور آفتاب، چنین رنگهای چشم نوازی از دل زمین مرده بیرون می آورد؛ به نقش و نگارهای گلبرگها خیره می شوم و سپاس می گویم خالق آنها را؛ زیاد به این فکر کرده ام که انسان با هیچ دانش و تکنولوژی قادر نیست چنین رنگها و چنین نقش و نگارهایی را خلق کند؛ انسان هر چقدر هم در علم پیشرفت کند، قادر نخواهد بود که از خاک و آب و نور آفتاب، چنان شربت نوشینی را استخراج کند؛ کمی بیشتر فکر می کنم به ترکیبات شیمیایی شربتهایی که در دل میوه های گوناگون نهاده است، فقط کافی است قدری ترکیبات معدنی و ویتامین های میوه ها، تغییر کند، تا درک کنیم ارزش تناسب ترکیبات معدنی و نمک ها در آب میوه ها؛

 

بگذریم؛ اردی بهشت، بهشتی است برای زمین؛ به لطفش باران خوبی بارید؛ با اینکه حدود ده روز از بارش رحمتش می گذرد، هنوز کنار جاده ها آب جاری است؛ و رودخانه نزدیک ما همچنان غرش می کند؛ راستی به این موضوع هم فکر می کنم که آیا تاکنون کسی وزن چندصد میلیونی آبی که از آسمان نازل شده و در دل کوهها نفوذ کرده و افزون آن به صورت رودخانه جاری شده است، تخمین زده است؛ به این اندیشیدم و تخمین زدم که فقط در منطقه محدود زندگی ما، وزن آن بیش از چندصد میلیون تن می شود و شاید بیشتر؛ خداوند چطور این حجم آب را با این وزن زیاد به صورت ابر در آسمان منتقل می کند که نه صدایی از انتقال آن زمینیان را آزار می دهد و نه احتمال سقوط یکباره آن، زمینیان را نگران می سازد؛

 

بزرگ است او؛ قادر مطلق است او؛ غنی است او؛ حاکم مطلق است؛ بزرگ است فرمانرواییش؛ وسیع است ملکش.

 

اول اردیبهشت

امروز اول اردیبهشت ماه جلالی است؛ به دلیل علاقه ای که به جناب «سعدی» رحمت اله علیه دارم، اولین نوشته وبلاگ را در اردیبهشت به «استاد سخن» اختصاص می دهم؛ این متن که در دیباچه کتاب «گلستان» آمده است از کتاب فارسی دوران دبیرستان در ذهنم ماندگار شده است و بسیار تکرار می کنم. جملات با کلمه های ساده به طور ماهرانه ای در کنار هم چیده شده اند؛ بعد از خواندن آن بر اهل دل ثابت می گردد که واقعا سعدی استاد سخن بوده است. خدایش بیامرزد.

منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب

از دست و زبان که برآید

کز عهده شکرش به در آید

اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور

بنده همان به که ز تقصیر خویش

عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندیش

کس نتواند که به جای آورد

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی خواران به خطای منکر نبرد

ای کریمی که از خزانه غیب

گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم

تو که با دشمنان نظر داری

فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر کرده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

در خبرست از سرور کاینات و مفخر موجودات و رحمت عالمیان و صفوت آدمیان و تتمه دور زمان محمد مصطفی(ص)

شفیعٌ مطاعٌ نبیٌ کریم

قسیمٌ جسیمٌ بسیمٌ وسیم

چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان

چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتی بان

بلغَ العلی بِکمالِه کشفَ الدُّجی بِجَمالِه

حَسنتْ جَمیعُ خِصالِه صلّوا علیه و آله

هر گاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه خداوند برآرد ایزد تعالی در او نظر نکند بازش بخواند دگر باره اعراض کند بازش به تضرّع و زاری بخواند حق سبحانه و تعالی فرماید

یا ملائکتی قَد استَحْیَیتُ مِن عبدی و لَیس لَهُ غیری فَقد غَفَرت لَهُ

دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم.

کرم بین و لطف خداوندگار

گنه بنده کرده است و او شرمسار

چند سالی است اول اردیبهشت را روز بزرگداشت سعدی نام نهاده اند؛ خیلی دوست داشتم شیراز بودم و در مراسم بزرگداشت سعدی شرکت می کردم.